افطاری
قرار بود من ومامان وبابا بریم که بابا مجید نتونست بیاد.
ما ناراحت شدیم چون دوست داشتیم بابا مجید هم با ما باشه.می می زنگ زد و گفت که میان دنبالمون.من ومامان هم اماده شدیم و با انها رفتیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


افطاری 

