شب اتيش بازي
سبا وسارينا براي چند روز اومده بودن خونه حاجي بابا بمونن به ما هم گفتن كه بريم امير رضا هم بود با غزل فقط جاي امير علي جون خالي بود.امير رضا هم فشفشه اورده بود كه مامانش اتيش ميزد وما هم كيف ميكرديم جيغ و هورا. ما بچه ها هيچكدوم به اتيش دست نميزديم چون خيلي خطرناكه.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شب اتيش بازي
